Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ذرع

تلفظ بین المللی : /zˈarʔ/ تلفظ :‌ [z'aR?]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی
  • ذرع مقصر
  • ذرع و نیم
  • ذرع نکرده پاره کرده
  • ذرع شرعی
  • چوب ذرع
  • نیم ذرع
  • واسع الذرع
  • ذرعی
  • ذرعات
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

ذرع . [ ذَ رِ ] (ع ص ) مرد سخت بدگوی . || مرد شباروزرونده . || مرد نیکوصحبت .

ذرع . [ ذَ رَ ] (ع اِ) طمع. اُمید. || گوساله ٔ دشتی . ج ، ذِرعان . (مهذب الاسماء). || ماده شتری که صیاد در پس آن نهان شده بصید تیر افکند.

ذرع . [ ذَ ] (ع مص ) به گز کردن . گز کردن و پیمودن جامه را به ذراع . به ارش پیمودن . (تاج المصادربیه...

فرهنگ عمید

۱. (ریاضی ) واحد اندازه گیری طول، برابر با ۱۰۴ سانتیمتر، گز.
۲. (اسم مصدر ) [قدیمی] اندازه گرفتن پارچه یا چیز دیگر با ذراع، گز کردن.
۳. [قدیمی] طاقت و توانایی.
۴. [قدیمی] سیرت و خو.

فرهنگ معین

(ذَ رْ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) اندازه گرفتن پارچه و مانند آن با ذراع . ۲ - (اِ. ) واحدی برای طول ، برابر با ٠۴/۱ متر، گز. ،~ نکرده پاره کردن کنایه از: نیندیشیده و نسنجیده عمل کردن . ، ~ُ پیمان کردن اندازه گرفتن ، گز کردن .

دانشنامه آزاد فارسی

ذَرْع(یا: گز) واحد معروف و قدیمی اندازه گیری طول در ایران که احتمالاً از قرن ۸ق و یقیناً از دورۀ صفوی تا ابتدای قرن ۱۴ش، با چند مقدار و نام متفاوت، رواج داشته است. کوتاه ترین ذرع، همان ذراع شرعی به طول تقریبی ۵۰ سانتی متر بود. در دورۀ صفوی ذرع یا گز شاهی نزدیک به یک متر بود. در آستانۀ دوران معاصر و پیش از انتخاب رسمی و قانونی سامانۀ متری، ذرع به طول ۱۰۴ سانتی متر در ایران رسمیت داشت.wikijoo: ذرع...

فرهنگ فارسی

پیمانه
اندازه گرفتن پارچه یاچیزدیگرباذراع، گزکردن
۱ - ( مصدر ) اندازه گرفتن پارچه و مانند آن با ذراع گز کردن . ۲ - ( اسم ) مقیاس طول معادل ۱۶ گره یا ۱ / ٠۴ متر گز . یا ذرع شاه مقیاس طول معادل ۱ / ۱۲ متر . یا ذرع و پیمان کردن گز کردن اندازه گرفتن ( زمین ) .
طمع . امید .

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی زَرْعٍ: کشت - زراعت - روییدنی غیر از درختمعنی ذَرَأَ: خلق کرد(ازکلمه ذرء به معنای ایجاد به شیوه اختراع است ، و گویا معنای اصلیش ظهور بوده )معنی ذَرْعُهَا: اندازه اش(ذرع مقیاس طولی است به اندازه دست آدمی از نوک انگشتان تا آرنج که به وسیله اندازه گیری آن نیز اطلاق می گردد هر ذرع پنجاه تا هفتاد سانتیمتر است )معنی ذِرَاعَیْهِ: دو دستش (ذراع:دست آدمی از نوک انگشتان تا آرنج است که در ...

کلمات مرتبط

  • ذرع مقصر
  • ذرع و نیم
  • ذرع نکرده پاره کرده
  • ذرع شرعی
  • چوب ذرع
  • نیم ذرع
  • واسع الذرع
  • ذرعی
  • ذرعات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات