معانی کلمه : ذرع
لغت نامه دهخدا
ذرع . [ ذَ رِ ] (ع ص ) مرد سخت بدگوی . || مرد شباروزرونده . || مرد نیکوصحبت .
ذرع . [ ذَ رَ ] (ع اِ) طمع. اُمید. || گوساله ٔ دشتی . ج ، ذِرعان . (مهذب الاسماء). || ماده شتری که صیاد در پس آن نهان شده بصید تیر افکند.
فرهنگ عمید
۱. (ریاضی ) واحد اندازه گیری طول، برابر با ۱۰۴ سانتیمتر، گز.
۲. (اسم مصدر ) [قدیمی] اندازه گرفتن پارچه یا چیز دیگر با ذراع، گز کردن.
۳. [قدیمی] طاقت و توانایی.
۴. [قدیمی] سیرت و خو.
۲. (اسم مصدر ) [قدیمی] اندازه گرفتن پارچه یا چیز دیگر با ذراع، گز کردن.
۳. [قدیمی] طاقت و توانایی.
۴. [قدیمی] سیرت و خو.
فرهنگ معین
(ذَ رْ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) اندازه گرفتن پارچه و مانند آن با ذراع . ۲ - (اِ. ) واحدی برای طول ، برابر با ٠۴/۱ متر، گز. ،~ نکرده پاره کردن کنایه از: نیندیشیده و نسنجیده عمل کردن . ، ~ُ پیمان کردن اندازه گرفتن ، گز کردن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
پیمانه
اندازه گرفتن پارچه یاچیزدیگرباذراع، گزکردن
۱ - ( مصدر ) اندازه گرفتن پارچه و مانند آن با ذراع گز کردن . ۲ - ( اسم ) مقیاس طول معادل ۱۶ گره یا ۱ / ٠۴ متر گز . یا ذرع شاه مقیاس طول معادل ۱ / ۱۲ متر . یا ذرع و پیمان کردن گز کردن اندازه گرفتن ( زمین ) .
طمع . امید .
۱ - ( مصدر ) اندازه گرفتن پارچه و مانند آن با ذراع گز کردن . ۲ - ( اسم ) مقیاس طول معادل ۱۶ گره یا ۱ / ٠۴ متر گز . یا ذرع شاه مقیاس طول معادل ۱ / ۱۲ متر . یا ذرع و پیمان کردن گز کردن اندازه گرفتن ( زمین ) .
طمع . امید .
