ذبول . [ ذَ ] (ع ص ) پژمریده . پژمرده . هواسیده . خوشیده . کاهیده . لاغر شده . لاغر. نزار. || باد سخت که سبزه را خشک کند.
(ذَ) [ ع . ] (ص .) 1 - پژمرده . 2 - کاهیده ، لاغر شده .
(ذُ) [ ع . ] (مص ل .) پژمردن ، خشکیده شدن ، پژمرده گی .
۱. پژمردگی، پلاسیدگی
۲. ضعف، لاغری، ≠ رشد، نمو