کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ذات-رمح | کلماتور
معانی کلمه : ذات رمح
تلفظ بین المللی :
/zˈɑt rˈamh/
تلفظ :
[z'At R'amh]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذات الرمح ابرق
ذات الرحم و الص
ذات الرحم و الصفاق
ذات الرحم و الو
ذات الرحم و الورید
ذات
ذأت
ذات احفار
ذات اربع و اربعین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ذات رمح. [ ت ُ رُ ] ( اِخ ) قریه ای است به شام. ( المرصع ). || و ابرقی سپید بدیار بنی کلاب ، بنوعمروبن ربیعة را. ( المرصع ) ( معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
قریه ایست بشام .
کلمات مرتبط
ذات الرمح ابرق
ذات الرحم و الص
ذات الرحم و الصفاق
ذات الرحم و الو
ذات الرحم و الورید
ذات
ذأت
ذات احفار
ذات اربع و اربعین
نظرات