ذاتی . (اِخ ) (شیخ سلیمان ...) یکی از شعرا و از مشایخ طریقه ٔ خلوتیه از مردم کاشان قصبه ٔ بروم ایلی است ...وی از جانشینان شیخ حقی افندی بروسه ای بود و در قصبه ٔ مزبوره در تکیه ٔ خلوتیه پوست تخت ارشاد گسترده داشت وبه سال 1151 درگذشت . بیت ذیل از اوست :بو مرده جسممک سان جانیدر فیض بو درد سینه مک درمانی در فیض .(ترجمه : فیض بی شک جان این جسم مرده ٔ من و درمان این سینه ٔ دردمند من است )....
فرهنگ عمید
غریزی، طبیعی، جبلی، فطری، گوهری.
فرهنگ معین
[ ع . ] (ص نسب . ) منسوب به ذات ، متعلق به ذات .
دانشنامه آزاد فارسی
ذاتی (essential)اصطلاحی در منطق قدیم. ذاتی در منطق دو معنای شایع و مشهور و چند معنای غیرمشهور دارد. معانی شایع و مشهور ذاتی عبارت اند از الف. ذاتی باب ایساغوجی یا کلیات خمس. منطقیان قدیم برای تعریف اشیا در خارج از ذهن، به سان تعریفی که در ذهن برای اشیا درست می کنیم، ابتدا امری کلی را که از ذات افراد خود خارج نبود و به نظر آنان جزء ماهیت و ذات افراد خویش محسوب می شد، در نظر می گرفتند و معتقد بودند ...
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - منسوب به ذات . ۲ - الفاظ کلی همه پنج اند : سه ذاتی و دو عروضی . ذاتی دو گونه باشد نخست یکی آن بود که چون بپرسی از چیزها که چه اند ? که بدان پرسش حقیقت معنی ایشان خواهی جواب بدان لفظ ذاتی دهند چنانکه چون بپرسی که مردم و گاو و اسب چهاند ? جواب دهند که : حیوان اند . و یکی آن بود چون از کدامی هر یکی بپرسی اندر خودش جواب آن بود چنانکه بپرسی مردم کدام حیوان است گویند ناطق . ( دانشنامه منطق ۱...
[ویکی فقه] ذاتی (ابهام زدایی). واژه ذاتی ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • ذاتی باب ایساغوجی، از اصطلاحات علم منطق، به معنای محمولِ غیر خارج از ماهیت موضوع؛ شامل جنس و فصل و نوع• ذاتی (موضوع علوم)، ذاتی در باب موضوع هر علم، به معنای عَرَض بدون واسطه، یا به واسطه جزء مساوی معروض یا جزء اعمّ معروض و یا خارج مساوی معروض• ذاتی باب علل، از اصطلاحات علم منطق، به معنای اسباب حقیقی، مقابل اسباب ...