معانی کلمه : دیوانگی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
دیوانه بودن، بی عقلی، جنون.
فرهنگ معین
(نِ ) (ص مر. ) بی عقل ، بی خرد.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:جنون
wikijoo: دیوانگی
فرهنگ فارسی
۱ - دیوانه بودن جنون . ۲ - ( تصوف ) مغلوبی عاشق .
دانشنامه عمومی
نقل قول
مترادف و متضاد
جنون، سفاهت ≠ هوشیاری
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
جند به کهش کسی بیدِن؛ جند به نُفت بیدِن؛ جند وا کسی گدن
