Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیو

تلفظ بین المللی : /dˈiv/ تلفظ :‌ [d'iv]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش اصفهانیمترادف و متضاد
  • دیو اباد
  • دیو اختر
  • دیو انجیر
  • دیو اورد
  • دیو باف
  • دیو بالا
  • دیو بخوریدن
  • دیو بخوریده
  • دیو بول
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش اصفهانیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

دیو. [ وْ ] (هندی ، اِ) دیب . جزیره (به زبان مردم هند): مالدیو. لاکدیو. (یادداشت دهخدا).

دیو. [ وْ ] ( اِ ) نوعی از شیاطین. ( برهان ). شیطان و ابلیس. ( ناظم الاطباء ). شیطان. ( ترجمان القرآن ). آهرمن. ( فرهنگ اسدی طوسی ). اهرمن : بکار آور آن دانشی کت خدیوبداده ست و منگر بفرمان دیو.بوشکور.فانسیه الشیطان ؛ دیو فراموش کرد آن غلام را با یاد نیایدش. ( ترجمه طبر...

فرهنگ عمید

۱. موجود خیالی و افسانهای که هیکل او شبیه انسان اما بسیار تنومند و زشت و مهیب و دارای شاخ و دم بوده.
۲. [قدیمی، مجاز] موجود گمراه‌کننده و بدکار نظیر شیطان.
۳. [قدیمی] مردان قوی‌هیکل و دلاور. Δ مراد از دیوهای مازندران مردان تنومند بوده که پوشاکی از پوست حیوانات بر تن می‌کرده‌اند.

۱. موجود خیالی و افسانهای که هیکل او شبیه انسان اما بسیار تنومند و زشت و مهیب و دارای شاخ و دم بود...

فرهنگ معین

[ په . ] (اِ. ) ۱ - موجودی خیالی شبیه به انسان ، اما بسیار تنومند و زشت دارای شاخ و دُم . ۲ - ابلیس ، شیطان .

دانشنامه آزاد فارسی

(در اوستایی: دَئِوَه) پیش از ظهور زردشت، نام عام ایزدان قدیم آریایی مشترک بین اجداد باستانی مردمان ایران و هند. در هند هنوز دِوا به معنی پروردگار و خداست؛ اما در آیین زردشتی این نام تغییر معنا داد و به موجودات ماوراء طبیعی شریری اطلاق شد که با اهورا مزدا و انسان در ستیزند. دیوها موجوداتی اهریمنی و دشمن خیر و نیکی اند. دیوها در مقابل امشاسپندان و فرشتگان قرار دارند و شمار آن ها به تعداد امشاسپندان ...

فرهنگ فارسی

موجودخیالی وافسانهای که هیکل اوشبیه انسان است( اسم ) ۱ - موجودی متوهم که آنرا به صورت انسانی بلند قامت و تنومند و زشت و هولناک تصور کنند که بر سر دو شاخ مانند شاخ گاو دارد و دارای دم است دیوان را از نسل شیطان دانند جمع دیوان . ۲ - ( اسم ) شیطان ابلیس . ۳ - مردم بیابانی وحشی . ۴ - مفسد مفتن . ۵ - پهلوان دلیر شجاع . ۶ - نوعی جامه پشمینه درشت که در جنگ پوشند دیو جامه . ۷- نفس جاهل بدکار ( رسائل رازی ...

دانشنامه عمومی

دیو موجود خیالی و افسانه ای است که هیکل او شبیه انسان اما بسیار تنومند و زشت و مهیب و دارای شاخ و دم پنداشته می شود.واژه دیو ریشه در واژه کهن دائوا دارد اما معنی آن در فارسی امروز متضاد معنی قدیمی آن است.شبح (فیلم ۱۹۹۶)شبح اپرا (فیلم ۲۰۰۴)سایه نویس (فیلم)محمدجواد مشکور بر این باور است که هنگامی که آریاییان در منطقه ایران ویج از یکدیگر جدا شدند گروهی از آن ها به سمت سیستان رفتند. در این منطقه با ای...

نقل قول

دیو (شخصیت عروسکی). دیو شخصیتی عروسکی از مجموعهٔ نمایشی کلاه قرمزی است.
• ماچ ماچ ماچ!• خاله، خاله ازت منتفرم!• شب به فنا!
wikiquote: دیو_(شخصیت_عروسکی)

گویش اصفهانی

تکیه ای: dib
طاری: div
طامه ای: div
طرقی: div
کشه ای: div
نطنزی: div

مترادف و متضاد

ابلیس، اهرمن، اهریمن، روح‌پلید، شیطان، عفریت ≠ فرشته، ملک

gnome (اسم)ضرب المثل، کوتوله، دیو، جنی زیر زمینی، گورزادspook (اسم)شبح، روح، دیو، جنdemon (اسم)شیطان، دیو، روح پلید، جنی، اهریمن، عفریتfiend (اسم)شیطان، خونی، دیو، روح پلید، عفریت، ادم بسیار شریرbogey (اسم)شیطان، دیوgoblin (اسم)دیو، جن، جنیbogie (اسم)شیطان، دیو، جنbogy (اسم)شیطان، دیو، جن، لو لو، غولdaemon (اسم)شیطان، دیو، روح پلید، ج...

کلمات مرتبط

  • دیو اباد
  • دیو اختر
  • دیو انجیر
  • دیو اورد
  • دیو باف
  • دیو بالا
  • دیو بخوریدن
  • دیو بخوریده
  • دیو بول
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات