دیس .(ع اِ) ج ِ دیسة. (تاج العروس ). رجوع به دیسة شود.
دیس . [ ی َ ](ع اِ) ج ِ دیسة. (منتهی الارب ). رجوع به دیسة شود.
دیس . [ دَ ] (ع اِ) پستان . (قاموس ) پستان . لغت عراقی است .(منتهی الارب ). ثدی . (ناظم الاطباء). || حمله و سر پستان . || پیزر. (ناظم الاطباء).
بشقاب دراز و بزرگ.
۱. شبیه؛ نظیر؛ مثل؛ مانند (در ترکیب با کلمۀ دیگر): تندیس، خایهدیس، طاقدیس، ◻︎ یکی خانه کردهست فرخاردیس / که بفروزد از دیدن او روان (فرخی: ۲۴۸).
۲. (اسم) [قدیمی] شبیه؛ نظیر؛ مثل؛ مانند.
(اِ.) رنگ ، لون . 2 - شبیه ، نظیر.
پسوند شباهت و لیاقت : طاقدیس ، تندیس .
سینی
نوعی آواز رَپ که خوانندۀ آن شعر های طرف مقابلش را عوض می کند و به ضرر خودش یا به شکل خنده دار در می آورد، و در این صورت باید منتظر دیس بک خوانندۀ مقابلش باشد که جواب او را می دهد .