معانی کلمه : دیر پروا
لغت نامه دهخدا
دیرپروا. [ پ َرْ ] ( ص مرکب ) دیرتوجه. دیر التفات. ( یادداشت مؤلف ). دیرآشنا. دیر صلح. ( آنندراج ) :
فراموشم کند آن دیرپروا
بلای جان مردودم همین است.
فراموشم کند آن دیرپروا
بلای جان مردودم همین است.
فرهنگ فارسی
دیر توجه . دیر التفات .
