Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیر پاییدن

تلفظ بین المللی : /dˈir pˈɑjidˌan/ تلفظ :‌ [d'iR p'Ajid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • واقع در پایین
  • واقع شده در پایین
  • تی در پائیدن
  • در پائیدن
  • خاک در چشم کسی پاشیدن
  • رفتن انجا که سال دیگر با برف پایین بیاید
  • دیرپاییدن
  • خشک در پایین
  • بهار در حال پاشیدن ستاره ها
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

دیرپائیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) مدت درازی ماندن. دیر زمانی عمر کردن :
از باغ بزندان برم و دیر بیایم
چون آمدمی نزد شما دیر نپایم.
منوچهری.
- امثال :
هرچه زود برآید دیرنپاید.

فرهنگ فارسی

مدت درازی ماندن . دیر زمانی عمر کردن .

مترادف و متضاد

loiter (فعل)
تاخیر کردن، درنگ کردن، با تنبلی حرکت کردن، پابپاورکردن، دیر پاییدن

کلمات مرتبط

  • واقع در پایین
  • واقع شده در پایین
  • تی در پائیدن
  • در پائیدن
  • خاک در چشم کسی پاشیدن
  • رفتن انجا که سال دیگر با برف پایین بیاید
  • دیرپاییدن
  • خشک در پایین
  • بهار در حال پاشیدن ستاره ها
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات