معانی کلمه : دیانت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. آیین خداپرستی، هر آیینی که اساس آن بر خداپرستی باشد.
۲. (اسم ) ملت، مذهب.
۲. (اسم ) ملت، مذهب.
فرهنگ معین
(نَ ) [ ع . دیانة ] ۱ - (اِمص . ) دینداری . ۲ - (اِ. ) آیین خداپرستی .
فرهنگ فارسی
دین دارشدن، دینداری، آیین خداپرستی، ملت، مذهب
۱ - ( مصدر ) دینداری کردن . ۲ - ( اسم ) دینداری . ۳ - ( اسم ) آیین خدا پرستی جمع دیانات .
۱ - ( مصدر ) دینداری کردن . ۲ - ( اسم ) دینداری . ۳ - ( اسم ) آیین خدا پرستی جمع دیانات .
مترادف و متضاد
تقوا، خداپرستی، خداترسی، دینداری
honesty (اسم)
درستی، امانت، صداقت، جلال، قدوسیت، درستکاری، دیانت، راستکاری، قابلیت امین
واژه نامه بختیاریکا
دَیَّت
