دگل . [ دَ گ َ ] (ص ، اِ) دغل . (غیاث ) (آنندراج ). ناراست . (از برهان ). نادرست . حیله گر. (فرهنگ فارسی معین ). || زر قلب و ناسره . (برهان ) (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔخطی ). || (اِ) مکر و حیله . (برهان ). تباهی و فساد. (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به دغل شود.
از توابع دهستان خانقاه پی قائم شهر
دکل
تباهی، فساد
دیلاق، زمخت
دغل، محیل، نادرست
۱. دکل
۲. دغل، محیل، نادرست
۳. تباهی، فساد
۴. دیلاق، زمخت