معانی کلمه : دگدگی
لغت نامه دهخدا
دگدگی. [ دِ دِ ] ( اِ ) عبای اسب. ( آنندراج ). غاشیه و زین پوش. ( ناظم الاطباء ) :
خدا مرا بکفل پوش دنبه تو کند
بسان اسب بزرگان که دگدگی دارد.و رجوع به دگی دگی شود.
خدا مرا بکفل پوش دنبه تو کند
بسان اسب بزرگان که دگدگی دارد.و رجوع به دگی دگی شود.
فرهنگ فارسی
عبای اسب . غاشیه و زین پوش .
