معانی کلمه : دکه
لغت نامه دهخدا
دکة. [ دِک ْ ک َ ] (ع اِ) تحریفی است از «تکة» بمعنی بند شلوار. (از اقرب الموارد). رجوع به تِکّة شود.
دکه . [ دُ ک َ / ک ِ ] (اِ) به لغت زند و پازند، زندان و محبس . (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
۱. سکو، تختگاه.
۲. دکان کوچک.
۲. دکان کوچک.
فرهنگ معین
(دَ ک ِّ یا ک َّ ) (اِ.) بز کوهی ، تکه .
( ~.) [ ع . دکة ] 1 - دکان کوچک . 2 - از ادات تمسخر و توهین .
(دَ ک ِ یا ک َ ) (اِ. ) بز کوهی ، تکه .
( ~. ) [ ع . دکة ] ۱ - دکان کوچک . ۲ - از ادات تمسخر و توهین .
( ~. ) [ ع . دکة ] ۱ - دکان کوچک . ۲ - از ادات تمسخر و توهین .
فرهنگ فارسی
سکو، تختگاه، دکان کوچک، دکاک جمع
۱ - دکان کوچک . ۲ - سکو تختگاه .
به لغت زند و پازند زندان و محبس .
۱ - دکان کوچک . ۲ - سکو تختگاه .
به لغت زند و پازند زندان و محبس .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
اطاقک، حجره، دکان، کیوسک، مغازه
