Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دو رویه

تلفظ بین المللی : /dˈo ravˈiːjeː/ تلفظ :‌ [d'o Rav'i:je:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • ترجن سرا دو رویه
  • رویه زیربخش دو سابین
  • رنیه هانری دو
  • گراف رنیه دو
  • دو روزه
  • دو رونه
  • دانیل دو روله
  • روره دو دی گوا
  • گل دورویه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دورویه. [ دُ ی َ / ی ِ ] ( ص نسبی ، ق مرکب ) دورو.هر چیز که دارای دورو باشد. ( ناظم الاطباء ). پشت ورودار. مقابل یک رو. مقابل یک رویه. دارای دوسو و دارای دوطرف. ( یادداشت مؤلف ). طارة. ( المنجد ) : چیست آن گرد بزرگ اشکم دورویه زشت دره در روی کشیده به شکم دره زنی.سوزنی.دورویه نیستیم چو کاغذ به هیچ روی گردون قلم ز بهر چه بر ما همی کشد.جمال الدین عبدالرزاق.از خنجر دورویه سه کشور گرفتنش وز ناچخ سه پا...

فرهنگ عمید

۱. از دورو، از دو طرف.
۲. (صفت نسبی ) آنچه دارای دوروی باشد.

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) مونث دایر ( دائر ) دور زننده گردنده . ۲ - خطی گرد که دور چیزی را احاطه کرده باشد . ۳ - سطحی که خطی مدور گرد آنرا احاطه کرده باشد بطوری که فاصله هر یک از نقاط محیط آن نسبت به نقطه مرکزی مساوی بود

کلمات مرتبط

  • ترجن سرا دو رویه
  • رویه زیربخش دو سابین
  • رنیه هانری دو
  • گراف رنیه دو
  • دو روزه
  • دو رونه
  • دانیل دو روله
  • روره دو دی گوا
  • گل دورویه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات