معانی کلمه : دو تیغی
لغت نامه دهخدا
دوتیغی. [ دُ ] ( ص نسبی ) دوتیغه. که دارای دو تیغ است. که با دو دمه و لبه است :
دوتیغی تر از صبح شمشیر تو
سپهر از زمین رام تر زیر تو.نهنگی دوتیغی برانداخته
به تیغ از نهنگان سرانداخته.
دوتیغی تر از صبح شمشیر تو
سپهر از زمین رام تر زیر تو.نهنگی دوتیغی برانداخته
به تیغ از نهنگان سرانداخته.
فرهنگ فارسی
دو تیغه . که دارای دو تیغ است .
