دوبرادران. [ دُ ب َ دَ ] ( اِ مرکب ) نوعی مرغ شکاری. دو مرغند شکاری کوچکتر از عقاب و دوبرادران به سبب آن گویند که یکی چون قصد صیدی کند اگر عاجز شود دیگری به مدد او آید. ( برهان ) ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ). زمج. ( تهذیب ). زمج. پرنده ای است کوچکتر از عقاب و در سینه آن سرخی است و عجم آن را «براز» و به قول ازهری «دوبرادران » گوید و وجه تسمیه آن بدین سبب است که وقتی از شکار عاجز شدبرادرش در گرفت...
فرهنگ عمید
دو ستارۀ روشن در صورت فلکی دب اصغر، فرقدان، فرقدین.
فرهنگ معین
(دُ. بَ دَ ) (اِمر. ) دو ستارة روشن که بر سینة دب اصغر است ، فرقدان .
فرهنگ فارسی
دوستاره روشن که بر سینه دب اصغر است فرقدان . فرقدان . دو ستار . روشنی را گویند .