معانی کلمه : دویه
لغت نامه دهخدا
دویة. [ دَ وی ی َ ] (ع ص ) زن بسیار تباه شکم از بیماری . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
دویة. [ دَ وی ی َ ] (ع اِ) بیابان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || فرمان سواران مجاهد و خصوصاً مجاهدین جنگ صلیب . (ناظم الاطباء).
دانشنامه آزاد فارسی
دوئه (Douai)
شهری در استان نور، در فرانسه، به فاصلۀ ۳۰کیلومتری جنوب لیل، در ساحل رود اسکارپ و آبراه سنسه. جمعیت آن ۴۴,۲۰۰ نفر و جمعیت حومۀ ۲۰۰هزار نفر، است (۱۹۹۰). صنایع متالورژی، خودروسازی، و چاپ دارد.
شهری در استان نور، در فرانسه، به فاصلۀ ۳۰کیلومتری جنوب لیل، در ساحل رود اسکارپ و آبراه سنسه. جمعیت آن ۴۴,۲۰۰ نفر و جمعیت حومۀ ۲۰۰هزار نفر، است (۱۹۹۰). صنایع متالورژی، خودروسازی، و چاپ دارد.
wikijoo: دویه
فرهنگ فارسی
بیابان .
