دویست. [ دِ ] ( عدد، ص ، اِ ) دوصد. مأتان. دودفعه صد. ( از ناظم الاطباء ). مأتین. نماینده آن در ارقام هندیه «200» و در حساب جمل «ر» باشد. صاحب مجمل اللغه در ترجمه ماءة گوید: سد با سین است و اینکه صد با صاد است غلط است زیرا که دویست گواه است یعنی در کتابت که به سین نویسند - انتهی. از این رو برمی آید که دویست را مرکب از دو سد ( صد ) می داند : اگر سال گردد هزار و دویست بجز خاک تیره ترا جای نیست.فرد...