معانی کلمه : دوگانگی
لغت نامه دهخدا
دوگانگی. [ دُن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ، اِ مرکب ) تغایر. مغایرت. اختلاف. دوگونگی. مقابل یگانگی. مقابل وحدت :
بر سبوی دوگانگی زن سنگ
تا ز خمی برآیدت ده رنگ.و رجوع به دوگانه شود.
بر سبوی دوگانگی زن سنگ
تا ز خمی برآیدت ده رنگ.و رجوع به دوگانه شود.
فرهنگ فارسی
تغایر . مغایرت .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
dichotomy (اسم)
دوگانگی، تقسیم به دو بخش، دورستگی، انشعاب به دو شعبه، دو حالتی
واژه نامه بختیاریکا
دو بایی
