معانی کلمه : دوه
لغت نامه دهخدا
دوه . [ دَوْه ْ ] (ع مص ) شتر را در نوبت چهارروزه خواندن به آب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
گفتا شتر به ترکی چه بود بگو، دوه
گفتا بچش چه ، گفت خود او ازپی اش دوه .
فرهنگ فارسی
شتر .

دوه . [ دَوْه ْ ] (ع مص ) شتر را در نوبت چهارروزه خواندن به آب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).