کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : دومو ی
تلفظ بین المللی :
/duːmˈuːje/
تلفظ :
[du:m'u:je]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
توکولتی نینورت ی دوم
خط دوم یا فرعی
قرارداد یا کنترات دست دوم
هری پاتر و یادگاران مرگ قسمت دوم
ملکه الیزابت دوم
کنستانتیوس دوم فلاویوس یولیوس
یه دمو
یک دوم
الیزابت دوم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دوموی. [ دُ ] ( ص مرکب ) دو مو. و رجوع به دومو شود.
فرهنگ فارسی
( دومو ی )
( صفت ) ۱ - کسی که موی سر و صورت او سیاه و سفید باشد . ۲ - کسی که موی سر و صورتش اندک باشد .
کلمات مرتبط
توکولتی نینورت ی دوم
خط دوم یا فرعی
قرارداد یا کنترات دست دوم
هری پاتر و یادگاران مرگ قسمت دوم
ملکه الیزابت دوم
کنستانتیوس دوم فلاویوس یولیوس
یه دمو
یک دوم
الیزابت دوم
نظرات