Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دوشانیدن

تلفظ بین المللی : /doʃˈɑnidˌan/ تلفظ :‌ [doS'Anid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • سر دوانیدن
  • فرو دوانیدن
  • مرکب دوانیدن
  • موشک دوانیدن
  • دوانیدن
  • دوسانیدن
  • دوزانیدن
  • خر دوانیدن
  • باز دوسانیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دوشانیدن. [ شا دَ ] ( مص ) دوشیدن. || دوشیدن کنانیدن و فرمودن. ( ناظم الاطباء ). متعدی دومفعولی دوشیدن است. ( آنندراج ). به دوشیدن واداشتن. دوشاندن. به دوشاندن امر کردن. رجوع به دوشیدن شود.

فرهنگ عمید

دوشیدن#NAME?

فرهنگ فارسی

دوشیدن .

کلمات مرتبط

  • سر دوانیدن
  • فرو دوانیدن
  • مرکب دوانیدن
  • موشک دوانیدن
  • دوانیدن
  • دوسانیدن
  • دوزانیدن
  • خر دوانیدن
  • باز دوسانیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات