معانی کلمه : دوزبازی
لغت نامه دهخدا
دوزبازی. ( اِ مرکب ) قسمی بازی است خطوطی و آن چنان است که مربعهای متداخل با خطوطی که زوایا را بهم متصل کند به طرز معین بر آجر یا بر زمین و جز آن کشند و بر تقاطع خطوط هریک از دو حریف مهره یا سنگریزه و یا لوبیا و جز آن نهند و به نوبت ببازند. ( از یادداشت مؤلف ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
قسمی بازی است خطوطی و آن چنانست که مربعهای متداخل با خطوطی که زوایا را بهم متصل کند به طرز معین بر آجر یا بر زمین و جز آن کشند .
