Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دور دیدن

تلفظ بین المللی : /dˈuːr dˈidan/ تلفظ :‌ [d'u:R d'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اوای پاس ناشی از درد یا دیدن موجودی در دور دست
  • دیر دیدن
  • در رویا دیدن
  • در نرو دیدن
  • صدای شکارچی در موقع دیدن روباه
  • دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای اوریل
  • توهم در دیدن
  • تی دیدن و دو نیدن
  • دو تی دیدن یک نداشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دور دیدن. [ دی دَ ] ( مص مرکب ) دوربینی. دیدن از فاصله بسیار. مسافت دور را دیدن. دیدن نقطه دوردست را :
زغن گفت از این دور دیدن چه سود
که بینایی دام و بندت نبود.
سعدی ( بوستان ).
|| پایان کار را دیدن. عاقبت بین بودن. دوربینی. فرجام کار رادیدن : من با خویشتن گفتم که سخت دور دیده است این مرد باشدکه چنین نباشد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 407 ).

فرهنگ فارسی

دور بینی . دیدن از فاصله بسیار .

کلمات مرتبط

  • اوای پاس ناشی از درد یا دیدن موجودی در دور دست
  • دیر دیدن
  • در رویا دیدن
  • در نرو دیدن
  • صدای شکارچی در موقع دیدن روباه
  • دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای اوریل
  • توهم در دیدن
  • تی دیدن و دو نیدن
  • دو تی دیدن یک نداشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات