کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دور-دم | کلماتور
معانی کلمه : دور دم
تلفظ بین المللی :
/dˈuːr dˈam/
تلفظ :
[d'u:R d'am]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دیر دم
پویی ـ دو ـ دم
تبر دو دم
در همان دم
دم دار
واقع در نزدیکی دم
دوزیستان دم دار
در دم
دم در
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دوردم. [ دَ ] ( ص مرکب ) دور حمله. فرستنده از دور. آنکه از فاصله دور می دمد. دورانداز. توپ و اسلحه که از مسافت دورهدف را میزند : در هر برجی سه ضرب توپ دوردم برعراده ها سوار کرده. ( مجمل التواریخ گلستانه ).
فرهنگ فارسی
دور حمله . فرستنده از دور .
کلمات مرتبط
دیر دم
پویی ـ دو ـ دم
تبر دو دم
در همان دم
دم دار
واقع در نزدیکی دم
دوزیستان دم دار
در دم
دم در
نظرات