کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : دور حولی
تلفظ بین المللی :
/dˈuːr hˈoːli/
تلفظ :
[d'u:R h'o:li]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دود حولی
دور حوله
در این حوالی
در حالیکه
در حوالی
از هول حلیم در دیگ افتادن
دورحولی
پرسه در حوالی من
در حالی که او خارج شده بود
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دورحولی. [ ] ( اِ مرکب ) دورخولی. رجوع به دورخولی و دور حولة و تحفه حکیم مؤمن شود.
فرهنگ فارسی
دور خولی .
کلمات مرتبط
دود حولی
دور حوله
در این حوالی
در حالیکه
در حوالی
از هول حلیم در دیگ افتادن
دورحولی
پرسه در حوالی من
در حالی که او خارج شده بود
نظرات