Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دوری

تلفظ بین المللی : /dˈuːri/ تلفظ :‌ [d'u:Ri]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • دُوری
  • دوری از محور اصلی
  • دوری از مرکز
  • دوری از مرکز بدن
  • دوری کردن از
  • دوری ها
  • دوری هروی بایزید
  • دوری سنج
  • دوری سنجی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

دوری . [ ] (اِخ ) ابوعبداﷲ دوری نیشابوری . از راویان بود و حکایاتی برای احمدبن سلمه ٔ نیشابوری روایت کرد. (از لباب الانساب ).

دوری . [ ] (ص نسبی ) منسوب است به دورکه محله ای است به بغداد. || منسوب است به دور که محله ای است به نیشابور. (از لباب الانساب ).

دوری . [ ی ی ] (ع اِ) کسی : مابه دوری ؛ نیست در آن کسی . (ناظ...

فرهنگ عمید

بشقاب، بشقاب بزرگ.

فرهنگ معین

(دُ ) [ ع - فا. ] ۱ - (ص نسب . ) دورانی . ۲ - (اِمر. ) بشقاب بزرگ مقعر.

دانشنامه آزاد فارسی

دوری (dory)ماهی دریایی Zeus faber، در دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس یافت می شود. این نوع ماهی حداکثر ۶۰ سانتی متر رشد می کند و دارای نُه تا ده خار بلند در جلو بالۀ پشتی، و چهار خار در جلو بالۀ مخرجی اش است. دوری، غذای دریایی عالی ای است و به جان دوری هم موسوم است. دوری قهوه ای زیتونی یا خاکستر ی رنگ است و در طرفین بدنش لکه هایی مشخص به رنگ سیاه، بین حلقه هایی زردرنگ دارد. شکارچی و کمین کننده است و...

فرهنگ فارسی

غربت
بشقاب، بشقاب بزرگ
۱ - دور بودن بعید بودن . ۲ - جدایی مهجوری . ۳ - ( اسم ) مسافت بحد زیاد .
کسی ما به دوری نیست در آن کسی .

دانشنامه عمومی

(doeri) بشقاب

دوری می تواند به موارد زیر اشاره کند:فاصلهمفهومی در دوری سنجیدوری (اسفراین)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اسفراینفرودگاه دوریقنات دوری، بستان آبادگراف دوریزاغچه دوریجوجه تیغی دوریگروه دوریwiki: دوری دوری (اسفراین). دوری (اسفراین)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اسفراین در استان خراسان شمالی ایران است.این روستا در دهستان روئین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایرا...

گویش مازنی

بشقاب بزرگ و مسی

سبقت گرفتن از کسی در کاری

/doori/ بشقاب بزرگ و مسی & سبقت گرفتن از کسی در کاری

مترادف و متضاد

غیبت

بعد، بعد، فاصله، مسافت

اجتناب، احتراز، امساک، پرهیز، تحاشی، تحرز، حذر، کناره‌گیری ≠ نزدیکی، وصال

۱. اجتناب، احتراز، امساک، پرهیز، تحاشی، تحرز، حذر، کنارهگیری
۲. جدایی، فراق، فرقت، مفارقت، مهجوری، هجر، هجران
۳. غربت
۴. غیبت
۵. بعد، بعد، فاصله، مسافت ≠ نزدیکی، وصال

distance (اسم)بعد، فاصله، مسیر، دوری، مسافتseparation (اسم)جدایی، تفکیک، فراق، انفص...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] مقابل نزدیکی را دوری گویند و از احکام آن به مناسبت در بابهای صلات، اعتکاف، حج، طلاق و ارث سخن گفته‏اند.نماز گزار بر میّت نباید از جنازه زیاد دور بایستد. اندازه فاصله بین مأموم و امام فاصله بین مأموم و امام و نیز بین صفها در نماز جماعت، بنابر مشهور نباید از حدّ متعارف زیادتر باشد، مگر آنکه بین آن دو، صفهای متّصل به یکدیگر وجود داشته باشد. احکام مرتبط به دوری در باب اعتکاف بنابر قول برخ...

واژه نامه بختیاریکا

( دَوری ) بشقاب

کلمات مرتبط

  • دُوری
  • دوری از محور اصلی
  • دوری از مرکز
  • دوری از مرکز بدن
  • دوری کردن از
  • دوری ها
  • دوری هروی بایزید
  • دوری سنج
  • دوری سنجی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات