Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دورگرد

تلفظ بین المللی : /dˈuːrɡard/ تلفظ :‌ [d'u:RgaRd]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • دورگردی
  • دورگردیدنی
  • دورگَردی
  • دگرگردان واجدایش
  • دگرگرده افشانی
  • دگرگردی واجدایش
  • محفظۀ احتراق دوگردابی
  • ناوبری دوربُرد
  • دورهگرد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

دورگرد. [ گ َ ] ( نف مرکب ) که درمسافتی دور بگردد و سیر کند. که دور از شخص سیر و گردش کند. که از دور سیر کند. که دورادور گردندگی دارد. ( یادداشت مؤلف ). دورسیر. ( آنندراج ) : من به حسرت دورگرد و مدعی مغرور وصل ای محبت خاک بر سر باد تأثیر ترا.شانی تکلو.اگر چون قطره در دریای کثرت راه ما افتدخیال دورگرد یار تنها می کند ما را.صائب ( از آنندراج ).دیر برسر آن غزال دورگرد آمد مرااز تپیدنهای دل پهلو به ...

فرهنگ فارسی

که در مسافتی دور بگردد و سیر کند .

مترادف و متضاد

rotating (صفت)
چرخشی، دورگرد

کلمات مرتبط

  • دورگردی
  • دورگردیدنی
  • دورگَردی
  • دگرگردان واجدایش
  • دگرگرده افشانی
  • دگرگردی واجدایش
  • محفظۀ احتراق دوگردابی
  • ناوبری دوربُرد
  • دورهگرد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات