معانی کلمه : دورپایش
فرهنگ فارسی
نظارت بر سامانه و شبکۀ مخابراتی یا رویدادهایی که در آنها اتفاق میافتد
فرهنگستان زبان و ادب
{telemonitoring} [مهندسی مخابرات] نظارت بر سامانه و شبکۀ مخابراتی یا رویدادهایی که در آنها اتفاق می افتد

نظارت بر سامانه و شبکۀ مخابراتی یا رویدادهایی که در آنها اتفاق میافتد