معانی کلمه : دوره
لغت نامه دهخدا
دورة. [ دَ رَ ] (ع اِ) گردش . || دایره ٔکوچک . (ناظم الاطباء). || گردی . (دهار).
فرهنگ عمید
سبوی بزرگ که دو دسته دارد.
۱. گردش؛ گردش گرد چیزی؛ یکدور گردیدن؛ یکبار گردیدن.
۲. (اسم) عهد و زمان.
۳. (موسیقی) [قدیمی] اُکتاو؛ گام.
۱. گردش، گردش گرد چیزی، یک دور گردیدن، یک بار گردیدن.
۲. (اسم ) عهد و زمان.
۳. (موسیقی ) [قدیمی] اُکتاو، گام.
سبوی بزرگ که دو دسته دارد.
۲. (اسم ) عهد و زمان.
۳. (موسیقی ) [قدیمی] اُکتاو، گام.
سبوی بزرگ که دو دسته دارد.
فرهنگ معین
(دُ رِ ) [ ع . دورة ] (اِمص . ) مدت زمان معین .
دانشنامه آزاد فارسی
دوره (شیمی)
رجوع شود به:جدول تناوبی عناصر
رجوع شود به:جدول تناوبی عناصر
wikijoo: دوره
فرهنگ فارسی
کندو
محاصره
رسام و حکاک فرانسوی ( و.استراسبورگ ۱۸۳۲ - ف. ۱۸۸۳ م . ) استاد بزرگ چکاکی روی چوب .
گردش، گردش گردچیزی، یک دورگردیدن، یک بارگردیدن
( اسم ) ظرفی که دهانه آن مسطح باشد مرطبان کوچک .
گوستاو رسام و حکاک فرانسوی .
گردش، گردش گردچیزی، یک دورگردیدن، یک بارگردیدن
( اسم ) ظرفی که دهانه آن مسطح باشد مرطبان کوچک .
گوستاو رسام و حکاک فرانسوی .
دانشنامه عمومی
نقل قول
دوره (شخصیت عروسکی). دوره نام یکی از شخصیت های عروسکی مجموعهٔ کلاه قرمزی است.
• «پسرم می رم یه جایی برمی گردم ...»
• «پسرم می رم یه جایی برمی گردم ...»
wikiquote: دوره_(شخصیت_عروسکی)
گویش مازنی
ظرف سفالی بزرگ برای آش جو یا گندم،که درتنور و در این ظرف ...
۱اطراف – حوالی ۲دوباره خوانی ۳وسیله ای برای کره گیری ۴گاو ...
/doore/ کندو & اطراف – حوالی - دوباره خوانی ۳وسیله ای برای کره گیری ۴گاو ماده ی آبستن & ظرف سفالی بزرگ برای آش جو یا گندم، که درتنور و در این ظرف پزند & محاصره
مترادف و متضاد
چرخه
مرور
احاطه
دور، محیط
سیر، گردش
دنیا، روزگار
دوران، زمانه، زمان، عصر، عهد، موسم، نوبت، وقت، هنگام
۱. دوران، زمانه، زمان، عصر، عهد، موسم، نوبت، وقت، هنگام
۲. دنیا، روزگار
۳. مرور
۴. دور، محیط
۵. سیر، گردش
۶. احاطه
فرهنگ فارسی ساره
چرخه
واژه نامه بختیاریکا
بِر
سرین
وِلی وِلی
سرین
وِلی وِلی
