دوراهه . [ دُ هََ / هَِ ] (ص نسبی ) منسوب به دوراه . (یادداشت مؤلف ). صاحب دوراه . (یادداشت مؤلف ). || (اِ مرکب ) دوراه . دوراهی . نقطه ای که از آن دو راه منشعب شود. مانند: دوراهه ٔ اصفهان ، دوراهه ٔ بناب ، دوراهه ٔ بوکان ، دوراهه ٔ دلیجان ، دوراهه ٔ قم ، دوراهه ٔ کاشان و جز آنها که عموماً نام محلی در سر راهها می باشد. (از یادداشت مؤلف ) : پس بر سر این دوراهه ٔ آز و نیازتا هیچ نمانی که نمی آیی ...
فرهنگ فارسی
انشعابی که در آن وسایل نقلیۀ ریلی بهوسیلۀ دستگاه سوزن از یک خط به خط دیگر هدایت میشوند