کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : دوران سرون
تلفظ بین المللی :
/dˈoːrɑn sˈoruːn/
تلفظ :
[d'o:RAn s'oRu:n]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
سرون داران
ستون چشم داران
دَوَران
دوران
دَوران بیشینِ ورد
دَوران واریماکس
دوران اول
دوران خون
دوران داشتن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
دوران سرون. [ س َ ] ( اِخ ) پادشاه جادویان که باشت زرتشت پیغمبر معاصر بود و چون می دانست که این پیغمبر آیین وی را بر هم خواهد زد به خیال کشتن او بود. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ) ( از آنندراج ).
کلمات مرتبط
سرون داران
ستون چشم داران
دَوَران
دوران
دَوران بیشینِ ورد
دَوران واریماکس
دوران اول
دوران خون
دوران داشتن
نظرات