کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : دورانداز
تلفظ بین المللی :
/duːrˈandɑz/
تلفظ :
[du:R'andAz]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
دور انداز
دورانداختنی
دراندازی
دواندازه دندان
دوراندیشی
دستاندازی
دیدانداز
دوراند خط
دوراندیش
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
دورانداز.
[ اَ ] (نف مرکب ) که دور اندازد. آنکه یا آنچه چیزی را به مسافت دور بیندازد چنانکه کمان تیر را. (از یادداشت مؤلف ): نضیحة. (منتهی الارب ). مطحر. طحور؛ کمان دورانداز. (منتهی الارب )
:
تا نبیند دل دهنده راز را
تا نبیند تیر دورانداز را.
مولوی .
رجوع به دورانداختن شود.
کلمات مرتبط
دور انداز
دورانداختنی
دراندازی
دواندازه دندان
دوراندیشی
دستاندازی
دیدانداز
دوراند خط
دوراندیش
نظرات