دوتخمه. [ دُ ت ُ م َ / م ِ ] ( ص نسبی ) خشوک و حرامزاده. ( ناظم الاطباء ). || مولودی که پدر آن سیاه و مادر آن سپید بود و بالعکس. || هر حیوان و نباتی که از دو جنس مختلف بوجود آمده باشد. ( ناظم الاطباء ). اکدش. اسب دوتخمه. دورگه. که پدر عربی و مادر ترکمانی دارد. ( یادداشت مؤلف ).