معانی کلمه : ده پنج
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
زر یا سیم که نیمی از آن از فلز پست و ارزان، مانند مس باشد، سیم یا زر قلب و ناسره، مسکوک که فقط پنج دهم آن زر خالص باشد.
فرهنگ فارسی
از ده یکی . یک قسمت از ده قسمت .
واژه نامه بختیاریکا
یعنی از ده تا؛ پنج تا. کنایه از نصفه و نیمه
