دهن بند. [ دَ هَم ْ ب َ ] ( نف مرکب ) که دهان خود یا دیگری را ببندد. || ( اِ مرکب ) بند. بنددهن. دهان بند. چیزی که با او دهان کسی بند توان کرد اعم از آنکه تعویذ باشد یا غیر آن. ( از آنندراج ) : بهتر از سیری دهن بندی نباشد شیر راغافل است آن کس که مال از دشمنان دارد دریغ.صائب ( از آنندراج ). || پوزبند و آلتی که بدان دهن حیوانی را بندند. ( ناظم الاطباء ). پوزه بند برای سگ و اسب گزنده. لثام. ( مجمل ال...