دهم . [ دُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ ادهم و دهماء. (ناظم الاطباء). رجوع به ادهم و دهماء شود. || (اِ) سه شب از ماه . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
دهم . [ دَ ] (ع مص ) فروگرفتن چیزی را به انبوه و به ناگاه رسیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || هجوم کردن خیل مر کسی را. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). ناگاه آمدن . (المصادر زوزنی ).
دهمست#NAME?
آنچه یا آنکه در مرتبۀ ده قرار دارد.
بِدَهَم.