معانی کلمه : دهلیز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. ‹دهلیزه، دالیز، دالیج› راهرو تنگ و دراز، دالان.
۲. (زیست شناسی ) هریک از دو حفرۀ فوقانی قلب که خون را به بطن ها می فرستد.
۲. (زیست شناسی ) هریک از دو حفرۀ فوقانی قلب که خون را به بطن ها می فرستد.
فرهنگ معین
(دِ ) [ معر. ] (اِمر. ) راهرو، دالان ، ج . دهالیز.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دالان، راه تنگ وباریک ودراز، راهروباریک
( اسم ) راه تنگ و دراز معبر باریک دالان جمع دهالیز ( عربی ) . یا دهلیز دهان فاصله ای بین قوسهای فکی داخل دهان و لبها .
( اسم ) راه تنگ و دراز معبر باریک دالان جمع دهالیز ( عربی ) . یا دهلیز دهان فاصله ای بین قوسهای فکی داخل دهان و لبها .
دانشنامه عمومی
نقل قول
دهلیز (فیلم). دهلیز فیلم ایرانی به کارگردانی بهروز شعیبی است و نخستین فیلم بلند سینمایی او به شمار می آید.
•
•
wikiquote: دهلیز_(فیلم)
مترادف و متضاد
تونل، دالان، راهرو، نقب، هشتی
corridor (اسم)
راهرو، دالان، دهلیز، راه سرپوشیده
vestibule (اسم)
راهرو، سرسرا، دهلیز، هشتی، دالان سرپوشیده
