Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دهانک

تلفظ بین المللی : /dahˈɑnak/ تلفظ :‌ [dah'Anak]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • رشته دهانۀ برخوردی
  • روش مخاط دهانۀ رحم
  • شعاع دهانۀ آتشفشان
  • شیرین دهان
  • صالح دهان
  • صدف دهان
  • صدف دهانی
  • عمق دهانه
  • غنچه دهان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

دهانک. [ دَ ن َ ] ( اِ مصغر ) دهان خرد. || ( اصطلاح جانورشناسی ) نام سوراخ بزرگی است در انتهای آزاد اسفنج که آب را به وسیله سوراخهای بوینده می گیرد و از دهانک بیرون می ریزد. ( از جانورشناسی عمومی دکتر فاطمی ص 233 و 335 ).

فرهنگ فارسی

دهان خرد .

مترادف و متضاد

nozzle (اسم)
پوزه، بینی، دهانک، سر لوله اب

کلمات مرتبط

  • رشته دهانۀ برخوردی
  • روش مخاط دهانۀ رحم
  • شعاع دهانۀ آتشفشان
  • شیرین دهان
  • صالح دهان
  • صدف دهان
  • صدف دهانی
  • عمق دهانه
  • غنچه دهان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات