معانی کلمه : دنی
لغت نامه دهخدا
دنی . [ دَ ] (اِ) شوق و نشاط و سرور و عشرت و شادی و خوشی و خرمی . (ناظم الاطباء). رجوع به دن شود.
دنی . [ دَن ْ نی ] (ص نسبی ) منسوب به دن . شکلی از مروارید شبیه به خم . (یادداشت مؤلف ). رجوع به دن شود.
فرهنگ عمید
۱. ناکس.
۲. ضعیف.
۳. پست و حقیر.
۲. ضعیف.
۳. پست و حقیر.
فرهنگ معین
(دَ یّ ) [ ع . ] (ص . ) پست ، ضعیف .
فرهنگ فارسی
ذلیل، خسیس، فرومایه، ادنائ جمع
( صفت ) ناکس پست ضعیف .
منسوب به دن . شکلی از مروارید شبیه به خم .
( صفت ) ناکس پست ضعیف .
منسوب به دن . شکلی از مروارید شبیه به خم .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
پست، حقیر، خوار، دون، فرومایه، ناکس ≠ والا
