معانی کلمه : دنو
لغت نامه دهخدا
دنو. [ دُ ن ُوو ] (ع اِمص ) قرب . نزدیکی . (آنندراج ) (غیاث ). || خویشی و قرابت . (منتهی الارب ).
دنو.[ دُ ن ُ و و ] (ع مص ) نزدیک شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (دهار) (غیاث ). نزدیک آمدن . (تاج المصادر بیهقی ). اِدّناء. (المصادر زوزنی ). رجوع به ادناء شود.
فرهنگ عمید
۱. نزدیک شدن.
۲. نزدیک بودن.
۲. نزدیک بودن.
فرهنگ معین
(دُ نُ ) [ ع . ] (مص ل . ) نزدیک شدن ، نزدیک بودن .
فرهنگ فارسی
نزدیک شدن، نزدیک بودن
( مصدر ) نزدیک شدن نزدیک بودن .
( مصدر ) نزدیک شدن نزدیک بودن .
دانشنامه عمومی
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی دُنْیَا: دنیا - نزدیکتر(صفت تفضیلی از "دُنُو"در اصل به معنی نزدیکترومؤنث أدنی است .در عبارت "إِذْ أَنتُم بِـﭑلْعُدْوَةِ ﭐلدُّنْیَا " در معنی نزدیکتر آمده است)
تکرار در قرآن: ۱۳۳(بار)
تکرار در قرآن: ۱۳۳(بار)
wikialkb: ریشه_دنو
