دمن . [ دَ ] (ع اِ) پوسیدگی و سیاهی که به خرمابن رسد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
دمن . [ دِ م ُ ] (یونانی ، اِ) یونانیان روح آدمی را چون به مقام خدایی می رسید دمن می خواندند. (ترجمه ٔ تمدن قدیم فوستل دو کولانژ).
دامن#NAME?
مزبله؛ خاکروبهدان.
دامن
کسی که در موقع پیاده روی زیاد نفس بکشد
دامن