کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : دمستان
تلفظ بین المللی :
/damˈestɑn/
تلفظ :
[dam'estAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
دمستانی
حسن دمستانی
رستم داستان
رستم دستان
انجمن دوستان
سر داستان گشادن
صدای درون داستانی
فیلم داستانی
گسترۀ دستان
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
دمستان. [ دَ م ِ ] ( اِخ ) نام یکی از قراء
بحرین
، و از آنجاست احمدبن الحسن بن علی دمستانی. ( یادداشت مؤلف ). قریه ای است پنج فرسنگی میانه جنوب و مغرب منامه. ( از فارسنامه ناصری ).
کلمات مرتبط
دمستانی
حسن دمستانی
رستم داستان
رستم دستان
انجمن دوستان
سر داستان گشادن
صدای درون داستانی
فیلم داستانی
گسترۀ دستان
نظرات