Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دل زدن

تلفظ بین المللی : /dˈel zˈadan/ تلفظ :‌ [d'el z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دل زدن گوسفند
  • ناخن بر دل زدن
  • ناخن در دل زدن
  • دل به دریا زدن
  • حرف دل زدن و شنیدن
  • خوشی زیر دل کسی زدن
  • دل کسی برای کسی یا چیزی غنج زدن
  • دل کسی لک زدن
  • شکم یا دل خود را صابون زدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دل زدن. [ دِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) سیر کردن چیزی چنانکه میل بدان چیز نماند بلکه از آن تنفر بهم برسد. ( آنندراج ). بی میل شدن وبی رغبت گشتن پس از میل و رغبتی که بود : دل عدو برداز خوردن سنان در رزم چنین هزار زند دل اگر سنان اینست.میرخسرو ( از آنندراج ).لب تشنه تیغیم بگو قاتل ما راکو آب که شیرینی جان زد دل ما را.دانش ( از آنندراج ).بی لب لعل تو می خوردیم دل را زد شراب محتسب بنشین که ما را باده خود کرد...

فرهنگ فارسی

سیر کردن چیزی چنانکه میل بدان چیز نماند بلکه از آن تنفر بهم برسد .

کلمات مرتبط

  • دل زدن گوسفند
  • ناخن بر دل زدن
  • ناخن در دل زدن
  • دل به دریا زدن
  • حرف دل زدن و شنیدن
  • خوشی زیر دل کسی زدن
  • دل کسی برای کسی یا چیزی غنج زدن
  • دل کسی لک زدن
  • شکم یا دل خود را صابون زدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات