کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دلیرانه | کلماتور
معانی کلمه : دلیرانه
تلفظ بین المللی :
/dˌalirˈɑneː/
تلفظ :
[d,aliR'Ane:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مبادرت بکار دلیرانه کردن
دیرانه
دلیران تنگستان
بیمۀ کرایه و دیرانه و دادگاه
دبیرانه
باشگاه والیبال دلیران دشتی
دلیران
دیانه
دیران
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
دلیرانه. [ دِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ، ق مرکب ) منسوب به دلیر. مردانه. بطور شجاعت و دلاوری. ( ناظم الاطباء ). شجاعانه. همچون دلیران. جون شجاعان. || گستاخانه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به دلیر شود.
فرهنگ عمید
۱. مانند دلیران.
۲. (قید ) از روی دلیری و شجاعت.
فرهنگ فارسی
مانند دلیران همچون شجاعان : [[ دلیرانه میجنگند ]] .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
تهورآمیز، جسورانه، شجاعانه، گستاخانه، متهورانه
chivalric (صفت)دلیر، بلند همت، دلیرانه، جوانمردvaliant (صفت)شجاع، دلاور، مرد، دلیرانه، نیرومند، تهمتن، بهادرbravely (قید)دلیرانه، غازیانهvaliantly (قید)شجاع، دلیرانه، بهادر، دلاورانهchivalrously (قید)دلیرانهvalorously (قید)دلیرانه...
کلمات مرتبط
مبادرت بکار دلیرانه کردن
دیرانه
دلیران تنگستان
بیمۀ کرایه و دیرانه و دادگاه
دبیرانه
باشگاه والیبال دلیران دشتی
دلیران
دیانه
دیران
نظرات