Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دلهام

تلفظ بین المللی : /dˈelhɑm/ تلفظ :‌ [d'elhAm]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دلامبر ژان باتیست ژوزف
  • دلامر والتر
  • دوهامل ژرژ
  • دلام
  • دلرام
  • دلهان
  • دُهام
  • دهام
  • دهامج
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دلهام. [ دِ ] ( ع اِ ) شیر. ( منتهی الارب ). اسد. ( ذیل اقرب الموارد از قاموس ). || ( ص ) مرد رسای دوربین. ( منتهی الارب ). شخص رسا در امور. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

شیر . اسد .

کلمات مرتبط

  • دلامبر ژان باتیست ژوزف
  • دلامر والتر
  • دوهامل ژرژ
  • دلام
  • دلرام
  • دلهان
  • دُهام
  • دهام
  • دهامج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات