Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دلشده

تلفظ بین المللی : /delʃˈodeː/ تلفظ :‌ [delS'ode:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • دلزده
  • دل شده
  • دلشدگان
  • دلنده گوش
  • دلده
  • دلشدگی
  • دلکده
  • دلیده
  • دوشده بند
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

دلشده. [ دِ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) عاشق. شیفته. گرفتار به عشق. عاشق صادق. ( آنندراج ) : سوی خانه شد دختر دلشده رخان معصفر به خون آژده.فردوسی.به یزدان گرفتند هردو پناه هم آن دلشده ماه و هم پیشگاه.فردوسی.مردمان گویند این دلشده کیست بروکه ز من دل شده این انده و اندیشه مراست. فرخی.زلیخا بر او همچنان دلشده دلش ز آتش عشق آتشکده.( یوسف و زلیخا ).اندر پدر همی نگر و دلشده مباش بر زلف عنبرین و رخان چو ...

فرهنگ عمید

دلداده، دل باخته، عاشق، شیفته.

فرهنگ معین

( ~. شُ دِ ) (ص مف . ) عاشق ، دلباخته .

فرهنگ فارسی

دلداده، دلباخته، عاشق، شیفته
( صفت ) ۱ - گرفتار عشق دلباخته . ۲ - دیوانه مجنون .

مترادف و متضاد

۱. خاطرخواه، دلباخته، شیدا، شیفته، عاشق،
۲. دیوانه، مجنون


کلمات مرتبط

  • دلزده
  • دل شده
  • دلشدگان
  • دلنده گوش
  • دلده
  • دلشدگی
  • دلکده
  • دلیده
  • دوشده بند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات