دلالی. [ دَل ْ لا ] ( حامص ) شغل دلال. عمل دلال. کار دلال. دلال. ( از منتهی الارب ). میانجیگری میان خرنده و فروشنده و راهنمایی در دادوستد و معامله. ( ناظم الاطباء ). پیدا کردن طرف معامله یا معامله کردن به حساب و اسم دیگری در ازاء اجر معین. ( از فرهنگ حقوقی ). رجوع به دلال شود. || عمل دلاله. شغل زن دلاله.- امثال : قحبه چون پیر شود پیشه کند دلالی . ( از مجموعه امثال فارسی طبع هند ). رجوع به دلاّله ش...
فرهنگ فارسی
۱ - عمل دلال . ۲ - ( اسم ) پولی که از بابت حق دلال باو میپردازند ٠
دانشنامه عمومی
دلالی هر نوع عملیات دلالی یا حق العمل کاری و یا عاملی و همچنین تصدی به هر نوع تاسیساتی که برای انجام بعضی موارد ایجاد می شود شغلی است که صاحب آن با معرفی و نزدیک کردن طرفین یک معامله به همدیگر، شرایط و خصوصیات معامله را برای آنان تشریح کرده و سعی می کند با تطبیق منافع طرفین، معامله را جوش دهد.واسطه گریاقتصاد آزادرقابت (علم اقتصاد)دلال ممکن است در تنظیم سند معامله نیز همکاری کند، اما شغل و وظیفه او...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] دلّالی وساطت در خرید و فروش است و از آن به سمساری نیز تعبیر شده است.
به واسطه، «دلال» و «سمسار» گویند. از آن در باب تجارت سخن گفته اند.دلالی، مشروع و گرفتن اجرت بر آن جایز است. هرگاه بازرگانی، برای فروش، کالایی در اختیار دلال بگذارد و قیمت آن را مشخص کند و بگوید هرچه بیشتر فروختی از آنِ خودت باشد، دلال نمی تواند آن را به بیع مرابحه بفروشد؛ چون شرط بیع مرابحه اخبار از قیمت خرید کالا است؛...