کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دلالت-داشتن | کلماتور
معانی کلمه : دلالت داشتن
تلفظ بین المللی :
/delˈɑlat dˈɑʃtan/
تلفظ :
[del'Alat d'AStan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دیر داشت
روزه داشت
عرضه داشت
عزیز داشت
امیدواری چشم داشت
باور داشت
درون داشت
سربازی که تفنگ چخماقی داشت
فرو داشت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
دلالت داشتن. [ دَ ل َ ت َ ] ( مص مرکب ) لازم آمدن از موجود بودن چیزی وجود چیزی دیگر. ( ناظم الاطباء ). نشان چیزی بودن : [ برجها ] بر بادها دلالت چگونه دارند. ( التفهیم ص 323 ). || راهبر بودن. رهنمونی داشتن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - راهبر بودن . ۲ - ثابت کردن ٠
مترادف و متضاد
bode
(فعل)
پیش گویی کردن، حاکی بودن از، دلالت داشتن، نشانه بودن، شگون داشتن
کلمات مرتبط
دیر داشت
روزه داشت
عرضه داشت
عزیز داشت
امیدواری چشم داشت
باور داشت
درون داشت
سربازی که تفنگ چخماقی داشت
فرو داشت
نظرات