Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دلالت

تلفظ بین المللی : /delˈɑlat/ تلفظ :‌ [del'Alat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • دِلالَت
  • دلالت داشتن
  • دلالت ضمنی کردن بر
  • دلالت کردن
  • دلالت کردن بر
  • دلالت کننده
  • دلالت کننده وسوسه امیز
  • دلالت شناسی
  • دلالت عقلی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

دلالت . [ دَ ل َ ] (ع اِمص ) دلالة. راهنمایی . هدایت . راهبری . (ناظم الاطباء). ره نمایی . راه نمونی . ره نمونی . هدی . (از منتهی الارب ) : دلالت برجها بر نکاح چونست . دلالت برجها بر فرزندان و زادن چونست . دلالتشان [ دلالت برجها ] بر اندامهای مردم چونست . دلالت کواکب بر سویهای جهان چگونه است . دلالت هر کوکبی همیشه بر حال خویش ماند یا بگردد. (التفهیم ص 321 و 323 و 359 و 361).ز بس که معنی دوشیزه دید...

فرهنگ عمید

۱. راهنمایی کردن، هدایت.
۲. (اسم ) (منطق ) آنچه برای ثابت کردن امری بیاورند، برهان و دلیل.

فرهنگ معین

(دِ لَ ) [ ع . دلالة ] (مص م . ) راهنمایی کردن ، راه نمودن .

دانشنامه آزاد فارسی

(در لغت به معنای راهنمایی) در اصطلاح منطق، آگاهی یافتن از چیزی به منظور حصول آگاهی از چیزی دیگر؛ مثلاً علم به دود که سبب علم به وجود آتش می شود. دلالت، به دو گونه طبقه بندی می شود: ۱. عامل وضع، طبع، و عقل؛ بدین معنا که اگر اساس رسیدن از دالّ به مدلول، وضع یا قرارداد باشد از آن به دلالت وضعی یا تواطی تعبیر می شود، مثل دلالت الفاظ بر معانی، و اگر این عامل طبع و سرشت باشد، مانند آگاهی به سینه درد از ...

فرهنگ فارسی

رابطۀ بین دال و مدلول

راهنمایی کردن، راهنمایی کردن براه راست، برهان۱ - ( مصدر ) راهنمایی کردن راه نمودن به راه راست . ۲ - ( اسم ) راهنمایی . ۳ - ( اسم ) برهانی که برای اثبات امری آورند . ۴ - رابطه بین دو امر در صورتیکه از علم به یکی علم بدیگری حاصل شود و آن راهنمایی لفظ است بمعنی که بر سه قسم است : یا دلالت الزامی ٠ نمودن لفظ است خارج لوازم معنی را مانند دلالت انسان بر خندیدن . یا دلالت تضمن...

دانشنامه عمومی

دلالت یعنی این که چیزی ذهن ما را به چیز دیگر رهنمون کند، یا از علم به یک چیز، علم به چیز دیگر حاصل آید. آن چه موجب علم به چیز دیگر می شود دال و آن چه به سبب دالّ به آن آگاهی می یابیم، مدلول نامیده می شود.دلالت به سه دسته تقسیم می شود:دلالت عقلی: دلالتی است که با استدلال و تفکر بر ما معلوم می شود؛ مانند دلالت دود بر آتش، دلالت جای پا بر رهگذر، دلالت مصنوع بر صانع و…wiki: دلالت...

مترادف و متضاد

ارشاد، رهنمایی، رهنمود، رهنمون، هدایت

implication (اسم)معنی، مفهوم، دلالتindication (اسم)اشاره، نشان، نشانه، قرینه، بروز، علامت، دلالتsymbolization (اسم)دلالت، نمادسازی، نماد پردازی، نماد اوری، استعمال و علائم نشانای رمزی...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ویژگی موجب انتقال ذهن از یک مفهوم به مفهوم دیگر است.دلالت، در لغت به معنای راهنمایی، هدایت و راهبری، و در اصطلاح، به حالتی در یک شیء گفته می شود که سبب علم به شیء دیگر می گردد؛ شیء اول را « دالّ » و شیء دوم را « مدلول » می گویند، مانند: دلالت دود بر آتش و یا دلالت جای پا بر رونده. wikifeqh: اختراع کرده اند؛ این علائم گاهی برای پنهان کردن اسرار کودکانه استفاده می شوند و گاهی نیز به عنوان...

فرهنگستان زبان و ادب

{signification} [زبان شناسی] رابطۀ بین دال و مدلول

کلمات مرتبط

  • دِلالَت
  • دلالت داشتن
  • دلالت ضمنی کردن بر
  • دلالت کردن
  • دلالت کردن بر
  • دلالت کننده
  • دلالت کننده وسوسه امیز
  • دلالت شناسی
  • دلالت عقلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات